در این سایت به موضوعات رادیو و پژوهش های دانشجویی پرداخته میشود.
مقدمه:بدون شك امروز زندگي بدون رسانهها قابل تصور نيست. رسانهها در بسياري از جنبههاي زندگي و فعاليتهاي اجتماعي و فردي ما دخالت دارند. گسترش و توسعهي وسايل ارتباط جمعي در زندگي انسانها به حدي است كه عصر كنوني را عصر ارتباطات ناميدهاند. رسانههاي گروهي داراي چنان قدرتي هستند كه ميتوانند نسلي تازه در تاريخ انسان پديد آورند. انسان امروزي رفتارهاي خود را بر اساس الگوهاي برگرفته از كتاب، مجله، فيلم، ماهواره، اينترنت، راديو، تلويزيون و غيره سامان ميدهد.
هارولد لاسول درسال 1967 سه كاركرد عمده براي رسانهها برشمرد:
1- نقش خبري: نظارت (حراست) بر محيط
2- نقش راهنمايي: ايجاد و توسعهي همبستگيهاي اجتماعي افراد
3- نقش آموزشي: انتقال ميراث فرهنگي
سپس چارلز رايت كاركرد سرگرمي را به اين كاركردها افزود.
اما كاركردهاي رسانه در اين دنياي شبكهايشده فراتر از كاركردهاي مطرحشده از سوي اين صاحبنظران ارتباطات است، زيرا با توسعه و گسترش فنآوري و ايجاد يك جامعه اطلاعاتي نقش رسانهها پررنگتر و سنگينتر شده است. در واقع رسانه ميتواند تأمينكنندهي خدمات اجتماعي، اقتصادي، آموزشي، اطلاعرساني، سرگرمي و ... باشد، اما كاركردهاي هر رسانه با توجه به رسالت و مأموريت آن رسانه تعريف ميشود. در اينجا رسانهي موردنظر راديو قرآن است. راديو قرآن به عنوان يك رسانهي كاملاً ديني و قرآني كدام كاركرد را بايد مدنظر قرار دهد. در يك نگاه گذرا به برنامههاي اين شبكه به وضوح مشخص است كه به آموزش و اطلاعرساني در حوزهي قرآن توجه ويژهاي شده است، اما كاركرد سرگرمي در اين شبكه چه جايگاهي خواهد داشت؟ به عبارت ديگر آيا لازم است به برنامههايي با رويكرد سرگرمي هم توجه شود و يا خير؟ براي پاسخ به اين سئوال در اين مقاله ابتدا سرگرمي را از ديدگاه آيات و روايات بررسي ميكنيم سپس به تعريف سرگرمي و جنبههاي مختلف آن در زندگي امروز مي پردازيم. در بخش بعدي به طور خلاصه سرگرمي را از نظر فرهنگ ايرانيان بررسي ميكنيم و در بخش آخر به جمعبندي مطالب ذكر شده خواهيم پرداخت.
دنيا خود يك سرگرمي است
دين نگاهي را به دنيا تبيين ميكند كه انسان آن را پل و وسيلهاي بيش نميداند. «الدنيا متاعٌ» دنيا متاع كم دوام و كالاي ناپايداري بيش نيست. «الدنيا قنطرةٌ» دنيا پل و گذرگاه است نه منزل و توقفگاه. «الدنيا ساعةٌ» زندگي دنيوي ساعتي بيش نيست.(1) و دنيا براي رسيدن به هدف عاليتري چون بهشت، آخرتي آباد و رضاي الهي است. حضرت علي (ع) مي فرمايد: دنيا سراي گذرگاه است، نه سرايي كه در آن قرار توان يافت. مردم دو دستهاند: آن كه خود را فروخت و به تباهي افكند و آنكه خود را خريد و آزاد كرد.(2)
در شناسايي دنيا، از يك طرف نگاههاي قبيحانه و مورد سرزنش وجود دارد و از طرف ديگر نگاه «دنيا خانه پرهيزگاران» و «مددكار دستيابي به سراي جاويدان»(3)
دنيا سرايي است كه از لذتهاي شايستهي آن نبايد خود را محروم كرد و بايد به آن به عنوان تجارتخانهاي سراسر سود و سعادت نگريست.
اما خداوند متعال در تبيين ذات دنيا آن را جز بازي و سرگرمي، تنوعطلبي، تجملگرايي و افزونطلبي چيز ديگري نميداند. در آيهي 64 سوره عنكبوت ميخوانيم: «وَمَا هذِه الحيوة الدُنيا إلاّ لَهوٌ و لَعبٌ و إنّ الدّار الاخِرَةَ لَهيَ الحَيَوان لَو كانُوا يَعلَمونَ» «و اين زندگي دنيا چيزي جز لهو و بازي نيست و به درستي كه زندگي حقيقي آخرت است اگر بناي فهميدن داشته باشند.»
«كلمهي لهو به معناي هرچيز و هر كار بيهودهاي است كه انسان را از كار مهم و مفيدش باز بدارد و به خود مشغول سازد. بنابراين يكي از مصاديق لهو، زندگي مادي دنياست براي اينكه آدمي را با زرق و برق خود و آرايش فاني و فريبندهي خود از زندگي باقي و دائمي باز ميدارد و به خود مشغول و سرگرم ميسازد. كلمهي لعب به معناي كار و يا كارهاي منظمي است با نظم خيالي و براي غرض خيالي مثل بازيهاي بچهها. زندگي دنيا همانطور كه به اعتباري لهو است، همينطور لعب نيز هست، براي اينكه فاني و زودگذر است همچنان كه بازيها اينطورند.عدهاي بچه با حرص و شور و هيجان عجيبي يك بازي را شروع ميكنند و خيلي زود از آن سير شده و از هم جدا ميشوند و نيز همانطوري كه بچهها بر سر بازي داد و فرياد راه مياندازند و پنجه بر روي هم ميكشند، با اينكه آنچه بر سر آن نزاع ميكنند جز وهم و خيال چيزي نيست مردم نيز بر سر امور دنيايي با يكديگر ميجنگند با اينكه آنچه اين ستمگران بر سر آن تكالب ميكنند از قبيل اموال، همسران، فرزندان، مناصب، مقامها، رياستها و امثال آن چيزي جز اوهام نيستند و در حقيقت سرابي هستند كه از دور آب به نظر ميرسد و انسان منافع مذكور را مالك نميشود مگر در ظرف وهم و خيال.
در اين آيه ي شريفه، زندگي دنيا را منحصر در لهو و لعب كرده و با كلمه ي «هذه= اين زندگي دنيا» آن را تحقير نموده و زندگي آخرت را منحصر در حيوان يعني زندگي واقعي كرده و اين انحصار را با ادوات تأكيدي تأكيد نموده است.»(4)
همينطور در آيه ي 32 انعام مي خوانيم:
«وَ ماالحيوة الدنيا إلاّ لعبٌ و لهوٌ و للدّارُالاخرةُ خيرٌ للّّذينَ يتّقون أفلا تعقلونَ»
«و زندگي دنيا جز لهو و لعب چيزي نيست و هرآينه خانه آخرت بهتر است براي كساني كه تقوا را پيشهي خود مي سازند آيا باز هم تعقل نميكنند؟»
«اين آيه در ادامه آيه قبل كه در آن حال حيات دنيوي و اخروي و مقايسه بين آن دو را بيان ميكند حيات دنيوي را لهو و لعب بيان ميكند. زيرا كه اين زندگي چيزي جز يك سلسله عقايد اعتباري و غرضهاي موهوم نيست و چون لعب هم عبارت است از سرگرمي به موهومات، بنابراين دنيا نيز يك نوع لعب خواهد بود و از آنجايي كه آدمي را از مهمات حيات اخرويش كه حيات حقيقي و دائمي است باز ميدارد و لهو هم چيزي است كه آدمي را از مهماتش باز ميدارد پس دنيا هم نوعي لهو است.(5)
راغب نيز در مفردات لَعْب را بمعنى بازى می داند که از ريشه لُعَاب بمعنی بزاق و آب دهان گرفته شده است، فعل آن- لَعَبَ يَلْعَبُ لَعْباً- است يعنى بزاق دهانش جارى شد، امّا- لَعِبَ فلان- با كسره حرف (ع) در موقعى است كه كسى كارى را بدون قصد و هدف و مقصد صحيحى انجام دهد.(6)
در آيات مختلف قرآن گاه زندگي دنيا توصيف لهو و لعب شده مانند 32 انعام و گاه توصيف به لهو و لعب و زينت و تفاخر و تكاثر مانند 20 حديد و گاه به عنوان امري عارضي و ظاهري و زودگذر(94 نساء)
از مجموعهي اين تعبيرات و تعبيرهاي ديگر قرآن به خوبي ديدگاه اسلام در مورد زندگي عادي و مواهب آن روشن ميشود كه براي آن ارزشي ناچيز قائل است و تمايل و دلبستگي به آن را ناشي از حركتهاي بيهدف (لعب) و هدفهاي سرگرمكننده (لهو) و تجملپرستي (زينت) ميداند. اما اگر اين مواهب مادي تغيير جهت دهند و نردباني براي رسيدن به اهداف الهي گردند سرمايههايي ميشوند كه خدا آنها را از مؤمنان ميخرد و بهشت جاويدان و سعادت ابدي به آنها ميبخشد.
از ديدگاه ديگردر نگاه دینی اوقات فراغت در زندگی انسان معنایی ندارد همان طور که خداوند می فرماید: «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ*وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»(انشراح/7و8) علامه طباطبایی در المیزان ذیل این آیات می نویسد:« اين آيه خطاب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است، و مطلبش به خاطر اينكه حرف" فاء" در آغازش آمده نتيجه گيرى از بيان آيات قبل است، كه سخن از تحميل رسالت و دعوت بر آن جناب داشت، و منت هاى خدا را بر او كه شرح صدرش داده، سختی را از او برداشت، و نامش را بلند آوازه كرد، بر مى شمرد و در آخر، همه اينها را از باب يسر بعدازعسردانست و بنابراين، معنايش اين مى شود: حال كه معلوم شد هر عسرى كه تصور شود بعدش يسر مى آيد، و زمام عسر و يسر تنها به دست خدا است و لا غير، پس هر گاه از انجام آنچه بر تو واجب شده فارغ شدى نفس خود را در راه خدا يعنى عبادت و دعا خسته كن، و در آن رغبت نشان بده، تا خدا بر تو منت نهاده راحتى كه دنبال اين تعب است و يسرى كه دنبال اين عسر است، به تو روزى فرمايد.»(7)
در نتیجه با عبادت می توان خستگی و مشقت های کار روزانه را فراموش کرد و در یک بینش توحیدی که بیان کننده « إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ»(بقره/156) در زندگی انسان است، همه اعمال و کردار انسان در طول زندگی اش عبادت و تلاشی برای کسب رضایت الهی می باشد و همه مشقتهای زندگی نه تنها قابل تحمل که رضایت بخش خواهد بود. اگر تفریح بمعنای از دست دادن وقت و گذران عمر توام با بی هدفی باشد جایی در زندگی انسان توحیدگرا ندارد، بلكه تفريح هم بايد رنگ الهي داشته باشد.
تفريح و سرگرمي در دنياي امروز
يكي از اقتضائات زندگي بشر در دنياي امروز بازي و سرگرمي است كه البته اين نياز با توجه به مشغلههاي زندگي مدرن به نحو خاصتري در زندگي احساس ميشود. پرداختن ساعات بسياري از روز به كار، ترافيك شهري، مشغلههاي اداري، دردسرهاي زندگي، گراني و بسياري از گرفتاريهاي كه ذهن و تن انسان را خسته ميكند همگي موجب به تنگ آمدن آدمي در زندگي ميشود كه با وجود سرگرمي ميتوان تا كمي از اين گرفتاريها كاست.
«سرگرمي يك فعاليت تفريحي در اوقات فراغت است. دليل اصلي پرداختن مردم به سرگرميها بيشتر به خاطر علاقه و لذت بردن است تا دستاوردهاي مالي. از ميان فعاليتهاي مربوط به سرگرمي ميتوان براي نمونه از گردآوري كلكسيون، ساختن چيزها، پرداختن به ورزشها و گذراندن دورههاي آموزشي و هنري نام برد. پرداختن به يك سرگرمي ميتواند به كسب ورزيدگي، دانش و تجربههاي ارزشدار بينجامد، ولي هدف اصلي سرگرميها خرسندي شخصي است. بازي يك روش سرگرمي است. در تعريف بازي عنوان شده است فعاليتي تفريحي است كه براي آن 1- به يك بازيگر يا بيشتر نياز است. 2- بايد هدفي معين شود كه بازيگران به آن برسند. 3- به يك رشته آيين و قانون نياز است كه بازيگران را مشخص سازد.»(8)
«بازي فرآيندي است همراه با تحرك، احساس آزادي در انتخاب و ادامه، لذتبخش و بدون هدف مادي. كودكان هر چه به بلوغ نزديك ميشوند علاقه به بازيهاي فعال به حداقل ميرسد و او بيشتر به بازيهاي سرگرمي و تفريحي علاقهمند ميشود.»(9)
آنچه از تعاريف گوناگون بازي و سرگرمي در كتابهاي روانشناسي بر ميآيد اين است كه توسل انسان به سرگرمي عمدتاً براي گريز از سختيهاست و بيشتر جنبهي مسكّن دارد. هر كسي اوقات فراغتش را به گونهاي تنظيم ميكند تا به آرامش برسد، يكي در سكوت به آرامش ميرسد ديگري در سروصدا. حال اين پرسش مطرح مي شود كه سرگرميهاي مردم ايران عمدتاً چه چيزي بوده است؟
سرگرمي در فرهنگ ايرانيان
«در مملكت ما از ديرباز براي اكثريت قريب به اتفاق مردم، حق زندگي آزاد و مقرون به عدالت وجود نداشت، به همين جهت زندگي تودهي مردم در فقر و جهل و مرض و در زير فشار ظلم و استبداد سپري مي شد. يعني حدود و قيود طبقاتي، فقدان تأمين اقتصادي و اجتماعي و وجود جنگهاي قومي چنان زندگي عمومي و به خصوص حيات اكثريت زحمتكش را متزلزل و آشفته كرده بود كه مردم آرزويي جز دوام امنيت و استقرار عدالت نسبي نداشتند تا در پناه آن بتوانند نان بخور و نميري به دست آورند و به زندگي پرمحروميت و مشقتبار خويش ادامه دهند. طبيعي است در چنين شرايط، چيزي كه كمتر مورد عنايت عمومي قرار ميگرفت توجه به امور تفريحي و ذوقي بود، ولي در مقابل اقليت حاكم، يعني طبقهي ممتاز و مرفه اجتماع چون برخلاف طبقه سوم مسئوليت و وظيفهي سنگين به عهده نداشتند و ايام عمر را به انواع خوشگذرانيها سپري ميكردند و با شرابخواري، قماربازي، شكار و مشاهدهي مسخرگي دلقكها (به عبارت ديگر لهو و لعب) و... اوقات فراغت خود را پر ميكردند.
در دوران قاجاريه به ويژه زمان ناصرالدينشاه كه مردم از رفاه نسبي برخوردار شدند تفريح و سرگرمي مردم از بازيهاي مختلف و ديگر سرگرميها صورت عامتري به خود گرفت و طبقات بيشتري از مردم توانستند به تفريح بپردازند و سرگرمي داشته باشند.»(10)
اين تفريحات چنين بود:
«قهوهخانهها (كه محلي براي نمايشنامه، سخنوري، مشاعره، نقالي و ... بود) به طور مثال در برخي از اين قهوهخانهها وسط حياط صحنهاي ساخته بودند كه عدهاي با دادن نمايش مردم را سرگرم ميكردند اين عده كه به آنها تقليدچي ميگفتند گاه با حركات خندهآور و گاه با نمايشات درام مردم را سرگرم ميكردند.
نقالي يكي ديگر از موارد سرگرمي مردم ايران بود. نقالان اغلب اشعار شاهنامه را با طنين خوش به آواز ميخواندند. نقال قصه يا داستاني را به تنهايي شروع ميكرد و از بدو شروع داستان تا انتهاي آن به لباس تمام شخصيتها در ميآمد. نقال نميخواست مطلبي را با استدلال به شنوندگان خود بقبولاند طريقهي او تكيه بر احساسات و قلوب مردم بود او با احاطهاي كه بر روحيات شنوندگان خود داشت و با شگردهاي خاصي كه در طي ساليان دراز فراگرفته بود نبض تماشاگران را به دست مي آورد. هر گاه ميخواست ميتوانست بخنداند و هر گاه ميخواست مي توانست بگرياند. طرز برداشت و طرح مسئله و نتيجهگيري چنان گيرنده و هوشربا بود كه هيچكس نمي توانست خود را از زير سلطهي تأثير بيان او بيرون بكشد و يا بيتفاوت بماند.»(11)
سخنوري، خيمهشببازي، زورخانه، جشنها و اعياد، قاشقزني و معركهگيري نيز از سرگرمي هاي مردم بود. توضيح اين سرگرميها وقت و مجال ديگري مي طلبد كه در عهدهي اين مقاله نيست اما نكتهي مهم اين است كه تمام اين سرگرميها در عين حال كه اوقات فراغت مردم را پر ميكرد نكات آموزنده و جالبي در بر داشتند و از لهو و لعب به دور بودند اما در عصر ما مردم چگونه اوقات فراغت خويش را پر ميكنند و از خستگيهاي خود ميكاهند؟ رسانهها چگونه به اين سرگرمي كمك ميكنند و يا ميتوانند كمك كنند؟
سرگرمي در رسانهها
به طور ذاتي تلويزيون به دليل داشتن جنبهي بصري سرگرمكنندهتر از راديوست. بهعلاوه برنامههاي راديو عمدتاً از مصاحبه در استوديو و گفتگوي مستقيم تشكيل شده است كه بعضاً خستهكننده است. اما كاملاً مشهود است كه برنامههاي سرگرمكنندهي تلويزيون در اكثر موارد به بيراهه رفته است. برنامههاي مفرح مانند طنزها، اشكالات ضداخلاقي زيادي دارد. حفظ اخلاقيات از مهمترين دلايل ظهوراديان بوده است اما در برنامههاي طنز استفاده از الفاظ ركيك، بيادبي، زورگويي، تملقگويي، دروغ و... براي خنداندن ديگران عادي است. هدف برنامهها يا نامشخص است و يا كاملاً سطحي و بيمحتواست. در ادبیات دینی به این سرخوشی زود گذر لهو و لعب گفته می شود. در آيهي 11 سوره ي حجرات استهزاء ديگران و به كاربردن القاب ناسزا به طور صريح نهي شده است.
«يا أيّها الّذين ءامنُوا لا يَسخَر قومٌ من قومٍ عسي أن يَكونوا خَيراً مِنهُم و لا نِساءٌ مِن نِساءٍ عسي أن يكنّ خيراً مِنهُن و لا تَلمِزُوا أنفُسَكُم وَ لا تَنابَزُوا بالألقابِ بئسَ الاسمُ الفُسوقُ بعدالايمانِ وَ مَن لَم يَتُب فَأولئكَ هُمُ الظلمونَ»
«اي كساني كه ايمان آوردهايد هيچ قومي حق ندارد قومي ديگر را مسخره كند چه بسا كه آنان از ايشان بهتر باشند. هيچ يك از زنان حق ندارند زناني ديگر را مسخره كنند چون ممكن است آنان از ايشان بهتر باشندو هرگز عيبهاي خود را برملا نكنيد و لقب بد بر يكديگر منهيد كه اين بدرقم يادآوري از يكديگر است كه بعد از ايمان باز هم يكديگر را به فسوق ياد كنيد و هر كس توبه نكند همهي آنان از ستمكارانند.»
بنابراين سرگرمي بيهدف در مكتب اسلام نكوهيده است و خوشبختانه برنامههاي راديو عمدتاً از لهو و لعب به دور بوده و بيشتر جنبهي آموزش و اطلاعرساني داشته است. سرگرمي در راديو بيشتر محدود به موسيقي بوده كه البته راديو قرآن از موسيقي بهره نميبرد لذا ميتوان گفت نقش سرگرمي آن كمتر است. اما با توجه به بحثهاي پيشين و اقتضائات عصر حاضر اين رسانهي ديني نبايد از رويكرد سرگرمي هدفمند و به دور از لهو و لعب غافل بماند و حتي ميتواند در برخي موارد آموزش خود را در قالب سرگرمي ارائه دهد. مطمئناً مؤمنان مؤمن و خداجوي اين شبكه استقبال خواهند كرد.
نتيجه
تفریح در زندگی مؤمن جای دارد، همانطور که در روایتی روز یک مومن به چهار قسمت تقسیمشده :
1 ـ اختصاص قسمتی از روز برای کار و تأمین معاش، کما اینکه در روایت است «ساعة لامر المعاش»
2 ـ اختصاص قسمتی از روز برای عبادت کما اینکه می خوانیم «ساعة لمناجات الله»
3 ـ اختصاص قسمتی از روز برای معاشرت کما اینکه می خوانیم «و ساعة لمعاشرة الاخوان»
4 ـ اختصاص قسمتی از روز برای استراحت و تفریح و پرداختن به لذات حلال «و ساعة تخلون فیها للذاتکم فی غیر محرم»
رسانه ها انسان امروزی را چنان دربرگرفته اند که او آگاهانه یا غیر آگاهانه خود را وابسته به رسانه می داند بنابراین لازم است به تفریحاتی که در زندگی امروز بشریت وجود دارد نگاهي دوباره داشته باشیم و در رسانههاي ديني خود (راديو قرآن و سيماي قرآن) جايي براي آن باز كنيم. پيش از اينكه سرگرميهاي كاذب جايگزين يك سرگرمي سالم و آموزنده شود.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
پينوشتها:
1- ميزان الحكمه،ج3ص285-346
2- نهجالبلاغه، صبحي صالح، قصار 133
3- بحارالانوارج73ص107 و 127
4- تفسير الميزان، ج16ص224و5
5- تفسير الميزان،ج7ص79
6- المفردات في غريب القرآن ص741
7- الميزان ج20 ص535
8- دانشنامه آزاد ويكيپديا
9- سايت شبكه رشد
10- مقدمهاي بر طنز و شوخطبعي در ايران، علي اصغر حلبي،ص6و7
11- همان، ص21
12- بحارالانوار، ج78 ص346
منابع ديگر:
- جامعهشناسي وسايل ارتباط جمعي،ژان كازو،مترجمين دكتر باقر ساروخاني و منوچهر محسني
- بعد فرهنگي ارتباطات براي توسعه،ادبورن،ترجمه مهرسيما فلسفي ص182
ادامه...
با وجود چندين مسافت پخش جداگانه از قارههاي مختلف و تحت سياستها و اوضاع نظامي گوناگون، ايستگاههاي راديويي ذكرشده يك مطلب مشترك داشتند.(آنها ايستگاههاي مخفي حمايتشده توسط ايالت متحده بودند.)
ايستگاههاي مخفي نامشروع، اايستگاههاي سياسي غيرقانوني هستند كه از جنگ داخلي، انقلاب يا شورش حمايت ميكنند. اين ايستگاهها اطلاعات گمراهكنندهاي را در ارتباط با حاميانشان، محل استقرارشان يا علل وجوديشان بيان ميكنند.
راديو 1212 مدعي بود كه در آلمان است و به وسيلهي گروه وظيفهشناس Rhinelanderكه منتقدان عقايد نازي بودند كار ميكنند. اما در واقع به وسيلهي شاخهي جنگ رواني گروه 12 ارتش فعاليت ميكرد. پخش برنامهها از لوگزامبورگ بود. راديو1212 منبع اصلي، محل و علل وجودي خود را بهگونهي ديگري نمايش ميداد. اين ايستگاه اطلاعات خبري واقعي را با شايعه و تحريف مخلوط ميكرد. اين شايعهها و تحريفات طراحي شده بودند تا روحيهي جنگي آلمانيها را كاهش دهند. راديو 1212 سعي ميكرد يك انقلاب ضدنازي را به وسيلهي گزارشهايي از شورشهاي اتفاقافتاده در شهرهاي مختلف پايهريزي كند.
صداي آزادي مدعي بود كه در گواتمالاست اما فرستندههايش در نيكاراگوئه، سوآن ايسلند و هوندراس بود. ايستگاه بهوسيلهي نمايندگان CIA(سيا) و چند گواتمالايي آموزشديده در سيا فعاليت ميكرد. بيشتر آنچه اين ايستگاه پخش ميكرد شايعه و تحريف بود. مانند: «ايستگاه تحت شرايط فيزيكي خطرناك برنامه پخش نميكرد.»
«كاستيلو آرماس، تعداد كمي سرباز حدود 300 نفر داشت نه 5000 نفر كه ايستگاه مدعي شده بود.»
«دو ركن سربازان ياغي هيچوقت در گواتمالا راهپيمايي نكردند.»
راديو قو ادعا كرده بود يك راديوي تجاري متعلق به شركت گيراتاست. اين شركت تحت پوشش سيا بود و به وسيلهي «توماس داگلي كابوت» رهبري مي شد. وي اولين مدير دپارتمان امنيت بينالملل بود. مشابه صداي آزادي اين ايستگاه در سوآن ايسلند قرار داشت. ايستگاه با هدف تضعيف كاسترو طراحي شده بود نه مقاصد تجاري.
صداي جبههي ملي كامبوج نه در كامبوج مستقر بود و نه با حمايت شاهزاده سيهانوك فعاليت ميكرد. پخش برنامه از گروه سيا در لائوس بود. هدف اين ايستگاه بياعتباركردن سيهانوك بود كه به وسيلهي ژنرال لاننول كه دوست ايالات متحده بود بركنار شده بود.
ادامه دارد...

پخش راديوهاي توطئهگر
دقيقاً بعد از ساعت 2بامداد هرشب راديو 1212(دوازده،دوازده) با آرم «1212 صحبت ميكند» شروع به كار ميكرد. 1212 طول موجي بود كه در آن ايستگاه كار ميكرد. 1212 متر يا 247 كيلوهرتز. برنامههايش اخبار شبانهاي را دربارۀ شورش ژنرال «وايت ايسن اور» به سمت آلمان پخش ميكرد. راديو مدعي بود كه آلمانيتباراست و در آلمان فعاليت ميكند، ولي برخلاف ساير ايستگاههاي امپراطوري سوم آلمان اخبار دقيقي را دربارۀ اتفاقات جبهههاي غربي و شرقي ارائه ميكرد. يك دهه بعد از عملكرد راديو 1212 گواتمالاييها برنامهاي را از ايستگاهي به نام صداي آزادي شنيدند كه در آن از جاكوبوآربنز رئيسجمهور منتخب دموكراتيك خواسته شده بود كه استعفا دهد. آن ايستگاه مدعي شد كه آربنز سعي ميكند گواتمالا را يك كشور ديكتاتوري كمونيست كند. در 27 ژوئن 1954آْن ايستگاه اعلام كرد دو ركن از نظاميان ياغي در پايتخت جمع شدهاند. مدت كوتاهي پس از آن آربنز استعفا داد و از كشور فرار كرد.فرماندۀ ارتش سركش «كاستيلو آرماس» رياست جمهوري گواتمالا را به عهده گرفت. او اولين سري ديكتاتورهاي نظامي گواتمالا بود. در آخر دهۀ 1960 ايستگاه راديويي كه قبل از آن شناختهشده نبود به نام «راديو قو» تقاضاي مشابهي از فيدل كاسترو كرد و به او نسبت ديكتاتور كمونيستي داد. برخلاف آربنز كاسترو استعفا نداد. در صبح زود 17 آوريل 1961 راديو قو شروع به پخش پيامهاي مرموزي مانند: look at the rain bow… the fish will rise soon كرد.
صبح تهاجم «bay of pigs» رخ داد.
ده سال بعد يك ايستگاه راديويي با حمايت شاهزاده عزلشده سيهانوك در كامبوج شروع به فعاليت كرد و از دختران كامبوجي خواست با اغفال سربازان ويتنام شمالي به سيهانوك كمك كنند تا به قدرت بازگردد.
پخش از صداي جبهۀ متحد ملي كامبوجيها، به اخلاق سنتي كامبوج توهين كرد و مقام اخلاقي سيهانوك را بياعتبار و بدنام كرد و وي پذيرفت كه سربازان ويتنام شمالي در كامبوج بودند مطلبي كه سيهانوك و ويتنام شمالي مدتها انكار كرده بودند.
ايستگاهي كه خودش را «صداي آزادي ايران» ميناميد اولين بار در دهۀ 1980 شنيده شد كه مدعي بود از سرزميني آزادشده در محدودۀ ايران پخش ميشود. اين ايستگاه گزارش داد كه آيتالله خميني قدرت را از رئيسجمهور قانوني شاپور بختيار غصب كرده است. مشابه سابقۀ قبلياش صداي آزادي ايران درخواست كرد آيت الله خميني استعفا دهد يا با جنگ داخلي مواجه خواهد شد. در همان زمان اما در آن طرف جهان يك ايستگاه زيرزميني ديگر،«Radio Quince de septiembre» براي اولين بار شنيده شد و مدعي شد كه از نيكاراگوئه پخش ميشود. و تقاضا كرد كه دولت سندينيستها كه اخيراً روي كار آمده بود قدرت را واگذار كند اين ايستگاه اعلام كرد كه به دليل خيانت به انقلاب سندينيستها براي رهبري ملت مناسب نيستند.
ادامه دارد...
از اين وقفه طولاني معذرت مي خواهم. بعد از عيد اتفاقات زيادي افتاد.
- به راديو قرآن منتقل شدم.
- سردبيري برنامه صبحگاهي بشارت را به عهده گرفتم.
- به دليل راهيابي آنونسم به جشنواره راديو به اصفهان دعوت شدم و رفتم كه البته آنجا فرصتي پيش آمد و اينترنت پرسرعتي پيدا كردم و كلي مطلب راجع به اصفهان نوشتم اما متأسفانه وبلاگم بازسازي نشد.
- آخر سرهم امتحانات و تحقيقها و ترجمهها كه بايد تحويل ميداديم.
مي دونم به من حق مي ديد. الان پرانرژي با كلي مطلب (همان ترجمهها رو ميگم) اومدم. خداحافظ تا بعد...

بينامتنيت از مسائل بسيار مهم و تأثيرگذار بر برنامهي راديويي است.
«يك برنامه تحت تأثير محيط دور و نزديك است. از عناصر تأثيرگذار محيط نزديك، عوامل برنامهساز، نوع برنامه زنده يا توليدي، نوع و شكل برنامه، موضوع برنامه و فراگيري آن، نحوه كاربري موسيقي و انتظارات و توقعات ادراكي را ميتوان نام برد. عناصر تأثيرگذار محيط دور بر متن (برنامه) راديويي نيز شامل: سياستهاي سازماني، مأموريت شبكه راديويي، نگرش مديران به برنامهها، فرهنگ سازماني، ميزان ميل به تغيير و يا ثبات، جو حاكم بر محيط فعاليت و برنامهسازي، تجهيزات و امكانات فني و ميزان بهرهبرداري از آنها و انتظارات و توقعات واقعي جامعه مي شود.» (1) تمامي اين عوامل دستبهدست هم ميدهند تا برنامهاي كه از نظر سازندهي آن مي تواند موفق باشد محكوم به شكست شود و بالعكس. حال در نظر بگيريد كه برنامهاي بدون وجود اكثر اين لايهها ساخته و براي جشنواره بينالمللي راديو فرستاده شود هر چند اين برنامهها شامل بينامتنهاي ديگري است كه بيشتر معطوف به داوران داخلي هر شبكه و داوران نهايي، مسئولان اجرايي جشنواره، پيش متنهاي شركتكنندگان، شعار جشنواره، موضوعات اختصاصي كه پيشنهاد مي شودو... است، اما لزوماً برنامهي موفق در جشنواره، برنامهي موفق در شبكه نخواهد بود. بهخصوص كه معيارهاي ارزيابي برنامهها چندان مشخص نيست و با جابهجايي بينامتنهايي كه نام برده شد اين معيارها تغيير ميكند. به علاوه همانطوركه فيلمها پس از جشنواره براي عموم اكران مي شود، برنامه هاي راديويي را نيز ميتوان براي علاقهمندان پخش كرد.
1. خجسته،حسن،مطالعاتي جامعهشناختي درباره راديو،ص129
به آنان که با قلم نواحی درد را به چشم جهانیان پدیدار می کنند بهاران خجسته باد.
امروز آخرین روز ارسال برنامه ها به دبیرخانه جشنواره بود. ما هم که دبیرخانه جشنواره رادیو فرهنگ هستیم هرطوری بود نوارها را آماده کردیم و فرستادیم. هر چه به پایان زمان جشنواره نزدیک می شدیم عده بیشتری برای آوردن برنامه مراجعه می کردند و تقاضای افزایش زمان داشتند دقیقاً پارسال هم همینطور بود، هرکس بگه ما ایرانی ها همیشه دقیقه نودیم دروغ نگفته. برای اثبات اون هم فقط لازمه تا سال بعد همین موقع صبر کنید. ![]()
تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما
عنوان مقاله ای است از آقای محمدعلی رفیعی که در روزنامه همشهری یکشنبه ۳۰ دی چاپ شد. این مقاله به زبانی ساده اما جذاب کل واقعه کربلا را توضیح می دهد. نکته جالب در این مقاله متن نامه ی عبیداله بن زیاد به عمر سعد (فرمانده لشکر یزید ) است :
"عبیدالله در این نامه فرمان داده بود که ابن سعد، در صورت رخ دادن جنگ، یاران حضرت را به قتل رساند و اعضای آنها را جدا سازد. در این نامه نوشته بود که اگر حسین کشته شد بر سینه و پشت او اسب برانند، زیرا وی آزارنده قوم خویش!!، برنده پیوند خانوادگی!! و فردی ستمکار است و گر چه این عمل پس از مرگ تأثیری به حال مرده ندارد ولی وی در این باره سوگند!!! خورده است."
متن نامه نشان از یک کینه دیرینه دارد نه یک مشکل سیاسی و حکومتی چرا که پیروزی در جنگ و کشتن امام حسین هم می توانست برای یزید و عبیدالله کافی باشد.

تقسيمبندي شبکههاي راديويي
به جز شبکه جوان که بر اساس مخاطب نام گرفته ساير شبکه هاي راديويي بر اساس موضوع و محتوا نام گرفته اند. (قرآن، فرهنگ، سلامت، ورزش، معارف، تجارت و...)
نامگذاري شبکه به نام مخاطب در عصر کنوني که رسانه ها براي جذب مخاطب رقابت شديدي دارند نه تنها خط مشي برنامه سازان را مشخص مي کند بلکه اهميت مخاطبان براي رسانه را نيز نشان مي دهد.
طبق تحقيقي که در ايسنا ارائه شده است "بي اعتمادي مخاطبان به رسانه ها در تمام کشورها وجود دارد اما در کشورهاي جهان سوم بيشتر و ريشه اي تر است." يکي از دلايل بي اعتمادي مخاطبان به رسانه ها که در قشر نخبگان نيز بيشتر به چشم مي خورد مخاطب محور نبودن رسانه ها ذکر شده است. مخاطب حلقه ي گم شده ي ارتباطات در ايران است و در اين ميان راديو نيز مستثني نيست.
بر طبق مصاحبه هايي که از برنامه سازان يکي از شبکه هاي موضوعي داشتم اين برنامه سازان موضوعاتي متناسب با شبکه انتخاب کرده و اقدام به ساخت برنامه مي کنند و مخاطبان خود را متصور نمي شوند. مسلماً هر موضوعي که از رسانهي ملي پخش شود تعدادي شنونده خواهد داشت و چه بسا اين شنوندگان نظرات خود را به نحوي به گوش توليدکنندگان برسانند اما آيا بهتر نيست که قبل از ساخت برنامه قشر مخاطبان آن را براي خود در نظر بگيريم تا اگر اين مخاطبان انتزاعي را نتوانستيم جذب کنيم به بازبيني کار خود بپردازيم؟
تقسيم شبکه هاي راديويي بر اساس موضوع مشکل هم پوشاني برنامه هاي راديويي را نيز به همراه داشته است. در صورتي که شبکه ها بر اساس مخاطبان تقسيم بندي شود (جامعه قرآني، کودکان، فرهيختگان، پزشکان، رانندگان، زنان خانه دار و... ) علاوه بر ارزش دادن به مخاطبان مي توان به کليه موضوعات فرهنگ، ورزش، سلامت، اقتصاد و... در حوزهي اين مخاطبان پرداخت بدون ايجاد هم پوشاني در برنامهها.
"بخشی از تحقيق مخاطب شناسی"